یک زندانی سیاسی دیگر در آستانه ی مرگ

اخبار روز: فعالین دموکراسی و حقوق بشر در ایران به نقل از یک منبع خبری روز جمعه اعلام کردند شیرکوه معارفی زندانی سیاسی، به انفرادی اجرای احکام زندان مرکزی سقز منتقل شده است.

شیرکوه معارفی یکی از فعالان سیاسی و مدنی کرد است که در سال گذشته در شهرستان سقز دستگیر و بعد ار مدتها بازجویی و شکنجه در یک دادگاه فرمایشی به اعدام محکوم شد.
خلیل بهرامیان وکیل شیرکوه معارفی در گفت و گویی با کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی ضمن تایید خبر انتقال شیرکوه به سلول انفرادی اجرای احکام اعلام کرد این حکم بر خلاف تمامی موازین قانونی است و تا لغو شدن آن از فعالیت باز نخواهد ایستاد.
بهرامیان هم چنین از تمامی رسانه ها و فعالان حقوق بشر خواست در این روزهای حساس، با اطلاع رسانی و تنویر افکار عمومی در مقابل اجرای اینگونه احکام بی تفاوت نبوده و موضع گیری کنند.
دو روز پیش حکومت ایران در یک اقدام جنایتکارانه و علیرغم اعتراض های گسترده ی جهانی احسان فتاحیان عضو سازمان کومه له را اعدام کرد. ناظران سیاسی هشدار داده اند که احدام احسان فتاحیان می تواند آغاز اعدام های بیشتری در کردستان باشد.

تیم اعدام در کردستان
یک منبع آگاه و ستقل که با کمپین حمایت از زندانیان سیاسی و مدنی در ارتباط است گفته است تیم ویژه اعدام اعزامی از تهران هم اکنون در سنندج به سر می برد و قرار است که فردا شنبه، ۲۴ آبان ماه همراه گروسی، رییس دادگستری استان کردستان به سقز بروند.
شایان ذکر است که این تیم و رییس دادگستری احتمالا به منظور اجرای حکم اعدام شیرکو معارفی به سقر سفر خواهند کرد.
شیرکو معارفی روز پنج شنبه ساعت شش عصر به سلول انفرادی در بند اجرای احکام زندان سقز منتقل شده است.
وی سال گذشته در حومه سقز دستگیر و بعد از طی کردن مراحل سنگین بازجویی و شکنجه های طاقت فرسا در یک دادگاه کاملا فرمایشی و چند دقیقه ای به اعدام محکوم شد. دادگاه تجدید نظر شیرکو نیز به اعتراض های وی و وکیل قانونی اش توجهی نکرد تا این که این حکم در دیوان عالی کشور نیز تایید شد.
از این رو بیم آن می رود که با وجود تیم ویژه اعدام در مرکز استان و خارج نشدن آنان از سنندج، اعدام ها در این استان وارد فاز تازه ای شده و گستردگی بی سابقه ای به خود بگیرد. در این صورت تمامی اخبار تایید نشده ای که چندی پیش پیرامون دستور صریح دادستان کل کشور به گروسی ، مبنی بر اجرای تمامی احکام اعدام در کردستان وجود داشت، رنگ حقیقت به خود خواهد گرفت.

شنبه 23 آبان 1388
14/11/2009









یک کهریزک دیگر! در بازداشتگاه خورین ورامین چه می گذرد؟


به دنبال بازداشت های روز سیزده آبان در تهران و به ویژه بازداشت گسترده ی زنان و دختران جوان، اخبار نگران کننده ای در روزهای اخیر در مورد وضعیت ناروشن این دستگیرشدگان منتشر شده است.


بنا بر گزارش ها دستگیری زنان و دختران جنبش سبز در راهپیمایی ۱٣ آبان، یک برنامه از قبل حساب شده از سوی کودتاچیان جنایتکار بوده است. نیروی انتظامی در برابر دستگیری زنان و سایر دستگیر شدگان از هم اکنون از خود سلب مسئولیت کرده است و این نشان می دهد که نیروهای امنیتی وابسته به سپاه و بسیج کودتا طرحی خطرناک را به اجرا گذاشته اند. این تکذیب خطرناک و هشدار دهنده در حالی صورت می گیرد که بر اساس شواهد موجود و پی گیریهای انجام شده صدها تن در جریان تظاهرات ۱٣ آبان بازداشت شده اند که اکثریت آنان را زنان و دختران تشکیل می دهند.

بر اساس برخی گزارش ها، تقریبا تمامی زنان و دختران دستگیر شده را به زندان مخوف و بدون کنترل خورین در اطراف ورامین منتقل نموده اند که هشداری است برای رخ دادن اتفاقی هولناک تر از جنایات کهریزک!

این گزاش ها می گویند دولت کودتا تعدادی از زندانیان عادی بازداشتگاه خورین را به زندان اوین منتقل کرده است، تا این گمان به وجود آید که منتقل شدگان به اوین دستگیر شدگان ۱٣ ابان بوده اند در حالی که بنابر این اطلاعات، محل نگهداری زنان و دختران دستگیر شده، بازداشتگاه مخوف خورین ورامین است!

به نظر می رسد اقدام فوری سازمان های بین المللی و حقوق بشری برای روشن شدن آن چه که در بازداشتگاه خورین ورامین می گذرد، برای جلوگیری از فجایع تازه کاملا ضروری به نظر می رسد.

منبع: اخبار روز

یکشنبه 17 آبان 1388
08/11/2009









13 آبان 58 حرکتی انقلابی یا سودای مرتجعان برای پایه ریزی بدعت ولایت فقیه!


سی سال پیش در روز 13 آبان 1358 جمعی از دانشجویان تندرو و به اصطلاح پیرو خط امام که بعدها به اقتضای بازی قدرت، میانه رو و اصلاح طلب شدند با حرکتی خارج از شئونات و عرف دیپلماتیک سرنوشتی شوم را برای ایران و مردمش رقم زدند. گروگانگیری 53 تن از کارکنان سفارت آمریکا هرچند توسط عده ای سرسپرده و وابسته به جناح مرتجع صورت گرفت اما تصویری متوحش و غیر پایبند به اصول و هنجارهای بین المللی از جامعه ایران در برابر جهانیان به تصویر کشید و مردم ایران را تا به امروز خاکستر نشین فجایع و زیان های حاصل از آن نمود.


خمینی و اطرافیانش که با وعده استقرار یک حکومت دموکراتیک و غیر مذهبی انقلاب 57 را به سرقت برده بودند اکنون با آسوده شدن خیالشان از سقوط حکومت پهلوی و برای استحاله نتیجه انقلاب از یک حکومت مردمی و دموکراتیک به خلافت اسلامی، بر آن شدند تا به قیمت بر باد رفتن حیثیت و عزت مردم ایران در برابر جهانیان، عمال خود را همچون قوم مغول با توسل به زور وارد سفارت یک کشور خارجی (که مطابق عرف دیپلماتیک خاک آن کشور محسوب می شود) نمایند وبرای پوشاندن ماهیت شیطانی خود شیطانی بنام آمریکای جهانخوار را وارد ادبیات سیاسی ایران نمایند. نطفه حذف جریانات روشنفکری و سکولار در همین واقعه بسته می شود و از این روز به بعد قبح سیاسی هر تفکر یا جریان روشنفکری و دموکراسی خواهی برابر با ارتباط با شیطان بزرگ "آمریکا" و "رژیم صهیونیستی" (مصطلح به جرثومه فساد در ادبیات خمینی) و یا جاسوسی برای این دو ارزیابی می شود. نیاز به دشمن بعنوان اصل لاینفکی از ماهیت دیکتاتوری و ارتجاعی حکومت ابداعی خمینی در این واقعه متبلور می شود تا تکلیف همه کسانی که ذره ای در حقانیت یا مشروعیت چنین نظامی تردید دارند به اتهام ارتباط با دشمنان اسلام و انقلاب یکسره شود.

خمینی با این حرکت دو پیام فرستاد که یکی خطاب به جریانات دموکراتیک و غیرمعتقد به نظام ولائی و مذهبی مورد نظر او و دیگری خطاب به جامعه جهانی بود. اولی با این مضمون که هرآنچه او تا پیش از غصب انقلاب 57 و نشستن بر اریکه قدرت وعده داده بود نیرنگی بیش نبود و اکنون خمینی و استبداد او را باید بعنوان واقعیتی تلخ با گوشت و پوست لمس نمود و دیگری با این مفهوم که خلافت اسلامی خمینی مبدأ مختصات معادله قدرت در منطقه است و در این معادله، حکومت جمهوری اسلامی صرفاً به قواعد ارتجاعی خودش و نه به اصول و معاهدات بین المللی پایبند است و اگر ضرورت بداند کارمندان سفارت یک کشور خارجی را نیز به مدت 444 روز به گروگان می گیرد.

این واقعه سرآغاز انزوای تاریخی ایران در عرصه بین المللی و مقدمه ای شد بر 8 سال جنگ خانمانسوز و ضد میهنی با عراق. چرا که به واسطه همین انزوا بود که همتای مجنون و دیکتاتور خمینی در عراق یعنی صدام حسین کار رژیم جمهوری اسلامی را یکسره دید و تصور نمود با حمله به ایران یکشبه آن را به قلمرو حکمروائی اش خواهد افزود. میلیاردها دلار درآمد سرشار نفت کشور به جای آن که صرف بازسازی و توسعه ساختارهای اقتصادی و زیربنائی کشور گردد صرف جبران خسارات جنگ و دفع فشارهای ناشی از تحریم های اعمال شده از سوی آمریکا و شرکای او علیه ایران شد.
اما فارغ از همه زیانها و خسارتهای جانی و مالی، گروگانگیری 13 آبان 58 ثمره شوم دیگری نیز برای ملت ایران داشت و آن پایه ریزی بدعتی بنام ولایت فقیه در ساختار قانون اساسی ایران با استفاده از جو حاصل از واقعه 13 آبان بود که با براه انداختن موجی از جریانهای سرکوبگر و به اصطلاح ضد امپریالیستی علیه نیروهای آزادی خواه و غیر معتقد به حکومت مذهبی که به حذف آنها از معادله قدرت انجامید صورت گرفت. به نحوی که در مدتی کمتر از 2 سال (پس از واقعه 13 آبان) تمامی جریانات سیاسی مؤثر در به ثمر رسیدن انقلاب 57 که گرایشات دموکراتیک داشتند توسط خمینی به حاشیه رانده شدند و جای خود را به اقلیتی مرتجع، بنیاد گرا و تمامیت خواه دادند. همین اقلیت نیز سایه منحوس ولایت فقیه را بر سر همه شئونات سیاسی و اجتماعی مردم ایران گسترانیدند و ملتی مترقی و صاحب عزت و اعتبار را گرفتار استبداد سیاه مذهبی نمودند. بی جهت نبود که خمینی بعدها از این واقعه بعنوان انقلاب دوم و حتی انقلابی مهمتر از انقلاب 57 یاد نمود چرا که همین انقلاب دوم بود که نتیجه انقلاب اول را به سمت استقرار یک حکومت دیکتاتوری و غیر مردمی بنام حکومت ولایت فقیه برد و صاحبان اصلی انقلاب 57 را از معادلات سیاسی داخل کشور حذف نمود.

اما عجب آنکه حکومتی که خمینی پایه گذار آن شد اکنون برای بقای خود از دست و پا و اعضا و جوارح خود نیز تغذیه می کند و آنان که انقلاب دوم (تسخیر لانه جاسوسی) را برای خمینی رقم زدند و زمانی خمینی آنانرا صاحب چهره هائی نورانی بر می شمرد اکنون چهره هایشان در زیر شکنجه های شکنجه گران و بازجویان نظام ولایت فقیه نور باخته اند.

این نیز از آموزه های تاریخ معاصر ایران است که سرنیزه حکومتهای استبدادی زمانی بر سینه خودشان فرو خواهد نشست همچنانکه اکنون سالروز مبارزه با استکبار جهانی برای رژیم ایران به روز مبارزه با استبداد ولایت فقیه مبدل خواهد شد.

سه شنبه 12 آبان 1388
03/11/2009









ملل متحد از حفاظت ساکنان اشرف در برابر اخراج ، بیرون راندن و یا بازگرداندن اجباری به میهنشان که مغایر با اصل نان رفولمان است، دفاع می کند

ملل متحد از حفاظت ساکنان اشرف در برابر اخراج ، بیرون راندن و یا بازگرداندن اجباری به میهنشان که مغایر با اصل نان رفولمان است، دفاع می کند

بالاترین فرستاده ملل متحد در عراق نگرانی خود را از وضعیت حقوق بشر در اشرف ابراز کرد
مرکز اخبار ملل متحد اعلام کرد : اد ملکرت، بالاترین نماینده سازمان ملل در عراق نگرانیهای خود در مورد وضعیت حقوق بشر در کمپ اشرف در شمال بغداد را که اقامتگاه هزاران مخالف ایرانی است ابراز کرده است.
حدود ۳،۴۰۰ عضو سازمان مجاهدین خلق ایران در این کمپ که در استان دیالی عراق است، بسر می برند.

به گزارش مرکز اخبار ملل متحد، نماینده ویژه دبیرکل در جریان گفتگوهایی با هیأتهای دیپلماتیک کشورهای مختلف در بغداد در پایتخت عراق، بر پایبندی هیئت همیاری ملل متحد در عراق (یونامی) به مانیتور کردن روزانه وضعیت در این کمپ تأکید نمود.
در ابتدای این ماه، مقامات مسئول حقوق بشر در ملل متحد از تصمیم دولت عراق مبنی بر آزادسازی ۳۶ تن از اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران که از ژوئیه در بازداشت بودند، استقبال کردند. در ماه ژوئیه پرسنل امنیتی عراق با توسل به نیروی نظامی کنترل کمپ آنها را بدست گرفتند. در یک عملیات دو روزه همین پرسنل امنیتی ۱۱ تن کشته و دهها تن دیگر مجروح شدند.
هیأت ملل متحد در عراق و کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل در سالهای اخیر در جستجوی راه حلی همخوان با حق مشروع حاکمیت عراق و همخوان با قانون بین الملل بوده اند.
سازمان ملل متحد طبق بیانیه رسمی هیأت همیاری ملل متحد در عراق که روز دوشنبه ۲۶ اکتبر در بغداد صادر شد اعلام می کند : “ ملل متحد همچنان از حفاظت ساکنان اشرف در برابر اخراج ، بیرون راندن و یا بازگرداندن اجباری به میهنشان که مغایر با اصل نان رفولمان است، دفاع می کند.”
در عین حال از رهبران کمپ خواسته شده است تا با مقامات عراقی در رابطه با آینده ساکنان این محل همکاری کنند. کمیساریای عالی پناهندگی و سایر آژانسهای ملل متحد آماده اند تا مشورتهای ضروری را در زمینه حقوقی و اجتماعی ارائه دهند.
یونامی تأکید کرد: ”اکنون نیاز به تلاشهای تمامی طرفهاست تا از تنش بکاهند و به یافتن راه حلها بپردازند. در همین رابطه ملل متحد از جامعه بین المللی درخواست میکند هر کمکی که مقدور باشد از جمله تجدید استقرار ساکنان کمپ در کشورهای ثالث را فراهم کنند.

بیانیه نماینده ویژه دبیرکل ملل متحد
هیات همیاری ملل متحد در عراق کماکان نسبت به وضعیت انسانی در کمپ اشرف نگران است
بغداد – ۲۶اکتبر۲۰۰۹ : نماینده ویژه دبیرکل ملل‌متحد در عراق اد ملکرت در دیدار اخیرش با نمایندگان هیاتهای دیپلماتیک در بغداد، نگرانی مستمر خود را از وضعیت انسانی در کمپ اشرف ابراز کرد. وی تعهد یونامی بر اساس نظارت روزانه وضعیت در اشرف را طی این دوره خطیر مورد تأیید قرار داد.
شایان ذکر است که هیأت همیاری ملل متحد در عراق و کمیسر عالی حقوق بشر طی چند سال اخیر از نزدیک وضعیت اردوگاه اشرف را مانیتور میکرده اند همراه با بررسی کمکهای ممکن به منظور رسیدن به یک راه حل که با حق حاکمیت مشروع عراق و قوانین بین المللی همخوانی داشته باشد.
به این منظور، ملل متحد با تمام طرفهای ذیربط، منجمله دولت عراق که مجددا بر پایبندی خود به قوانین عراق و قوانین بین المللی در برخورد با کمپ اشرف و ساکنان آن تأکید کرده، کار میکند. هیات همیاری ملل متحد در عراق از طریق کانالهای مختلف با دولت کار میکند، تا کمک کند که دولت این مسؤلیت خود را انجام دهد.

اختیارات یونامی تقویت حقوق بشر در عراق را در برمی گیرد، و دفتر حقوق بشر یونامی بصورت منظم وضعیت داخل و اطراف کمپ را مورد ارزیابی قرار میدهد. همچنین ملل متحد به فراخوان خود برای حفاظت ساکنان اشرف در برابر کوچ اجباری، اخراج و یا بازگرداندن اجباری آنها به کشور اصلیشان،که بر خلاف اصل نان رفولمان باشد، ادامه میدهد.
در همین حال از رهبری کمپ اشرف خواسته شده است که موجبات همکاری افراد ساکن کمپ با مقامات عراقی را براساس ابراز داوطلبانه انتخابشان برای ماندن در اشرف یا گزینه های ممکن دیگر برای آینده را تأمین کند. کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل و سایر آژانسهای ذیربط ملل متحد آمادگی کامل دارند تا هر گونه مشاورتهای قانونی و اجتماعی را در این رابطه در یک فضای بیطرف و سالم ارایه کنند.
اکنون در تمامی طرفها نیاز به تلاشهایی است که تنش را کاهش دهد و بدنبال راه حل ها باشد. ملل متحد جامعه بین المللی را فرا میخواند که همه کمکهای ممکن، از جمله تجدید استقرار در کشورهای ثالث برای کسانیکه قصد ترک کمپ را دارند، فراهم کند.

تلویزیون الشرقیه -دوشنبه ۲۶ اکتبر ۲۰۰۹ : نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل در عراق نگرانی خود نسبت به اوضاع انسانی در کمپ اشرف مقر سازمان اپوزیسیون مجاهدین خلق ایران ابراز داشت. در بیانیه صادره از سوی این نمایندگی، اد ملکرت در جریان دیدار با نمایندگان هیأتهای دیپلماتیک در بغداد بر التزام نمایندگی سازمان ملل به کمک عراق در این مرحله حساس و سخت نسبت به مانیتور روزانه وضعیت در قرارگاه اشرف تاکید می کند.
این بیانیه روشن می سازد که یونامی فرماندهان اشرف را به ضرورت همکاری ساکنین با مقامات عراقی بر اساس انتخاب داوطلبانه خود آنها به باقی ماندن در این کمپ و یا گزینه های جایگزین ممکن در آینده دعوت و ترغیب کرده است.

چهارشنبه 6 آبان 1388
28/10/2009









گزارش ماهانه(مهر 1388) در مورد نقض گسترده، مستمر و برنامه ریزی شده حقوق بشر در ايران


نهادهای مدافع حقوق بشر !


ايرانيان مدافع حقوق بشر !

در اين گزارش بخش بسيار کوچکی از موارد نقض حقوق بشر در ايران را که توسط اين شبکه گرد آوری شده است به اطلاع می رسانيم:

بین المللی:

1 ـ گزارشگران بدون مرز در اطلاعیه ای تحت عنوان "شکنجه روزنامه نگاران در آزادترین کشور جهان!" از سازمان ملل متحد خواستند برای بازدید از زندانهای ایران بخصوص زندان اوین، هیات تحقیق ویژه به ایران اعزام کنند. در این اطلاعیه آمده است: روزنامه نگاران زندانی در ایران از همه حقوق ابتدائی خود محروم هستند. وکیلها و خانواده هایشان تهدید می شوند و از هیچ حمایتی برخوردار نیستند. محمود احمدی نژاد باید بر مبنای شهادت روزنامه نگاران شکنجه شده برای آنچه در زندانهای ایران، بعد از 22 خرداد گذشته است، حساب پس بدهد. (گزارشگران بدون مرز 2/7/88)

2 ـ گزارشگران بدون مرز بدنبال توقیف روزنامه های فرهنگ آشتی، آرمان و تحلیل روز با انتشار بیانیه ای اعلام کرد: آیت الله خامنه ای و محمود احمدی نژاد رهبران جمهوری اسلامی علنا رسانه ها را دشمن و "ابزار سرنگونی" اعلام کرده اند. جمهوری اسلامی رسانه های مستقل را بدون دلیل و استناد جدی حقوقی مورد اتهام قرار می دهد و به شکل سازمان یافته در کار آنها اخلال می کند. این رژیم همچنان در صدر فهرست کشورهای سرکوبگر جهان در عرصه آزادی و آیت الله خامنه ای و محمود احمدی نژاد در فهرست "دشمنان آزادی مطبوعات" در جهان قرار دارند. گزارشگران بدون مرز از سوی خانواده های زندانیان و زندانیان آزاد شده، از زندانی شدن دو روزنامه نگار مطلع شده است. محسن آزموده خبرنگار خبرگزاری مهر به همراه همسرش در تاریخ 26 خرداد به اتهام "همکاری با گروه ضد انقلاب" بازداشت شده اند. همسر این روزنامه نگار اخیرا آزاد شده است. (گزارشگران بدون مرز 16/7/88)

3 ـ عفو بین الملل طی اطلاعیه ای خطاب به مقامات دولت ایران اعلام کرد: حبیب الله لطیفی، احسان فتاحیان و شرکو معارفی به اتهام عضویت در حزب حیات آزاد کردستان از سوی دادگاههای ایران محکوم به اعدام شده اند و آنها را به سلولهای انفرادی منتقل کرده اند که این کار اغلب پیش از اعدام صورت می گیرد. در این اطلاعیه عفو بین الملل از مقامات ایران خواست که احکام اعدام این سه نفر را لغو کنند، از مجازات اعدام به قصد تلافی جرائم ارتکابی، بوسیله اشخاص دیگر خودداری کنند و نیز کلیه مجازاتهای اعدام در ایران را بطور کامل لغو کنند. (عصر نو 19/7/88)

4 ـ فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر (FIDH) و جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران (LDDHI) با انتشار اطلاعیه ای مطبوعاتی صدور حکم اعدام برای محمدرضا علی زمانی، الف-پ به اتهام عضویت در انجمن پادشاهی ایران و ن-ع به اتهام ارتباط با سازمان مجاهدین محکوم کردند. در این اطلاعیه آمده است: این افراد در زمره صد متهمی هستند که در محاکمه های دست جمعی دادگاه انقلاب تهران در ارتباط با اعتراض های راجع به نتایج انتخابات ریاست جمهوری شرکت داده شدند. (اخبار روز 22/7/88)

5 ـ جو استورک معاون بخش خاورمیانه و شمال آفریقای دیده بان حقوق بشر اعلام کرد: بهنود شجاعی علیرغم منع بدون شبهه بین المللی در خصوص اعدام افراد زیر 18 سال و بخشش اولیه خانواده، وی به دار آویخته شد. شجاعی 21 ساله برای قتلی که در سال 2005، در سن 17 سالگی مرتکب شده بود، اعدام شد. وی افزود: اشتیاق مقامات قوه قضائیه ایران برای بدار آویختن متهمان نوجوان بر خلاف تعهدات بین المللی و مخالفت هائی که در ایران درباره چنین اعمال بی رحمانه ای وجود دارد، شوکه کننده است. این اعدام یک بی رحمی آشکار در خصوص ساده ترین شیو انسانی است. (ایران امروز 22/7/88)

6 ـ در گزارش سالیانه گزارشگران بدون مرز در ارتباط با وضعیت آزادی مطبوعات در جهان با اشاره به وضعیت رو به وخامت مطبوعات در ایران آمده است: امسال روزنامه نگاران ایران بیشتر از هر وقت دیگری از ایران احمدی نژاد آزار دیدند. انتخاب مجدد و مورد اعتراض محمود احمدی نژاد کشور را در بحرانی عمیق فرو برد و بدبینی مفرط مقامات حکومتی علیه روزنامه نگاران شدت یافت. با استقرار نیروهای امنیتی در چاپخانه ها و تحریریه های روزنامه ها، سانسور پیش از انتشار مطالب اعمال می شود. بازداشت و زندانی کردن، بدرفتاری غیر قانونی و گسترده با روزنامه نگاران بسیاری از آنها را مجبور به ترک کشور کرد. این تصویر کلی از وضعیت آزادی مطبوعات در جمهوری اسلامی در سال جاری است. ایران پیش از این نیز در رده های انتهایی جدول رده بندی قرار داشت. سال گذشته در رده 166 در میان 173 کشور، امسال ایران به دروازه سه کشور جهنمی برای آزادی ترکمنستان رده 173 کره شمالی رده 174 و اریتره رده 175 که سالهاست آخرین رده بندی جدول را به خود اختصاص داده اند، رسیده است. (گزارشگران بدون مرز 29/7/88)

برای دیدن ادامه گزارش اینجا کلیک کنید.


دوشنبه 4 آبان 1388
26/10/2009









مناسبتهای خودساخته جمهوری اسلامی بلای جان سردمداران جور و ارتجاع


جوانان نسل انقلاب و آنانکه دوران پس از انقلاب را در تمامی برهه هایش تجربه و درک کرده اند نیک می دانند که جمهوری اسلامی از بدو به قدرت رسیدنش با ابداع مجموعه ای از مناسبتها و سالروزها تلاش نموده تا ارکان خود را در پوششی از این مناسبتها از گزند آسیبهائی که از ناحیه آگاهی مردم از واقعیت و ماهیت غیر مردمی این حکومت آن را تهدید می نمود حفظ نماید.


همه ما با مناسبتها و برنامه هائی همچون مراسم عبادی-سیاسی نماز جمعه، تظاهرات روز قدس، 13 آبان و سالروز تسخیر لانه جاسوسی، دهه فجر و تظاهرات 22 بهمن و ده ها مناسبت و سالروز متنوع دیگر که شاهرگهای تبلیغاتی رژیم ایران را تشکیل می دهند آشنا هستیم و نیک به یاد می آوریم که چگونه ماشین تبلیغاتی جمهوری اسلامی و در رأس آن رسانه غیر ملی صدا و سیما از روزها و هفته ها قبل از شروع هر یک از این مناسبتها "ملت همیشه در صحنه" را دعوت به حضور میلیونی در مراسم و نمایشهای برنامه ریزی شده از سوی رژیم می نمود. تصاویر تکراری از فیلمبرداری هوائی تظاهرات روز قدس و 22 بهمن که بعضاً مربوط به سالهای گذشته بود و رژیم برای مصارف داخلی و فریب افکار عمومی جهان با حیله گری مخصوص خود آنها را به هم مونتاژ می نمود همه و همه یادآور اهمیت این مناسبتها برای مردمی جلوه دادن رژیم غیرمردمی جمهوری اسلامی توسط سران این رژیم بود.

اما در 22 خرداد 88 اتفاقی افتاد که هرچند آن هم برنامه ریزی و کارگردانی شده از سوی سران رژیم و بیت سلطانی ولایت فقیه بود ولی نتیجه آن بر خلاف انتظار هیئت حاکمه، به نحوی رقم خورد که تمام محاسبات و برنامه ریزی های رژیم بر هم خورد. تقلب رسوای انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ادبیاتی را بر فضای سیاسی و اجتماعی ایران حاکم نمود که الفبای آن را خود نظام نوشته بود ولی ملت ایران با همین الفبا فصلی از جملات پرمعنا و خرد کننده در برابر حکومت جور و استبداد به تحریر درآورد. کتابی حماسی که برگ برگ آن کابوسی هولناک را برای طراحان تقلب و کودتای درونی نظام به ارمغان آورد. بر اساس همین ادبیات بود که تمامی مناسبتهای خود ساخته حکومت ولایت فقیه تبدیل به شمشیری بر فرق بنیادگرایان و مرتجعان نظام ولائی شد و اکنون حتی شنیدن بانگ الله اکبر مردم بر بام منازل نیز که زمانی رژیم از آن بعنوان شعار هماهنگ ملت ایران در تأیید مشروعیت خود یاد می کرد لرزه بر اندام دستگاه تمامیت خواه و دیکتاتور ولایت فقیه می اندازد. اکنون رژیم دهان ها را می بوید تا مبادا بوی الله اکبر به مشامش برسد و اگر رسید گوینده را ناجوانمردانه برای همیشه خاموش می کند.

رژیم بحران زده آنچنان از حضور توده مردم معترض در مناسبتهائی همچون مراسم نماز جمعه وحشت دارد که گمان می کند با تغییر این یا آن خطیب (که همگی از بدنه خود نظام و قسم خوردگان آن هستند) می تواند ذره ای از این خیزش همگانی را خاموش کند.
مراسم روز قدس که همه ساله رژیم ایران به نام دفاع از مردم فلسطین به دفاع از مشروعیت دروغین خویش تبدیل می نمود امسال به فضائی هولناک برای کاخ نشینان بیت ولایت فقیه و امرا و خلفای دست نشانده آن مبدل شد. تا جائیکه حتی صدا و سیمای رژیم نیز از انعکاس این مراسم به وحشت افتاد و بگونه ای رسوا و مضحک تنها به پخش گوشه هائی از این تظاهرات (بدون پخش صدا!) اکتفا نمود.

اکنون با نزدیک شدن به روز 13 آبان و سالروز تسخیر لانه جاسوسی باز هم بند بند اندام حکومت به لرزه افتاده و سران نظام آنچنان به وحشت افتاده اند که حتی از بروز ندادن این وحشت عاجز مانده اند. هشدار خطیب جمعه هفته گذشته تهران در نمایش نماز جمعه در 24 مهرماه در خصوص برخورد قضائی با تظاهرات معترضان در روز 13 آبان، نشان از اوج وحشت و استیصال حکومت در برابر خیزش عمومی ملت ایران دارد.

این وحشت به حدی رژیم را درمانده کرده که حتی گاها دچار توهم نیز می شود آنچنانکه چندی پیش مأموران امنیتی رژیم ناگهان با هجوم به منزل بستگان یکی از سران جناح اصلاح طلب 60 نفر از افرادی را که درحال برگزاری مراسم دعای کمیل بودند به اتهام طرحریزی توطئه برای مراسم 13 آبان بازداشت می کند.

این حرکات و واکنشهای جنون آمیز حکایت از آن دارد که رژیم نه امکان لغو هیچیک از این مناسبتهای خود ساخته را دارد و نه جرأت مشاهده حضور گسترده مردم معترض در چنین مناسبتهای قانونی. رژیم همچون گربه ای که در اتاقی تاریک و دربسته گرفتار آمده باشد چنان به چنگ انداختن به در و دیوار روی آورده است که گوئی از سایه خود نیز می هراسد.
در خصوص مناسبت 13 آبان که رژیم همیشه از آن بعنوان سالروز مبارزه با استکبار جهانی و در رأس آن آمریکای جهانخوار یاد نموده است نکته دیگری نیز وجود دارد که کار هیئت حاکمه را دوچندان سخت نموده است و آن تلاش دولت مشروعیت باخته احمدی نژاد برای برقراری ارتباط با جهان غرب و امتیاز دادن به آن در چارچوب مذاکرات هسته ای است که دیگر جائی برای رسوم قدیمی این مناسبت همچون آتش زدن پرچم آمریکا و انگلیس و فحش و ناسزا گفتن به این کشورها باقی نمی گذارد و از طرف دیگر بدون چنین رسومی نیز اساساً چنین سالروزی فاقد موضوعیت خواهد بود.

از این مناسبت که بگذریم 16 آذر و پس از آن 22 بهمن نیز در راه است و رژیم مستأصل جمهوری اسلامی با انبوهی از مناسبتهائی مواجه است که تا پیش از این روزهائی مملو از شور و شعف را برای سردمداران آن به ارمغان می آوردند اما اکنون جای خود را به روزهائی تلخ و آکنده از وحشت و نگرانی و کابوس سقوط به قعر پرتگاه سرنگونی داده اند.

جمعه 1 آبان 1388
23/10/2009









گزارش شبکه تلویزیونی آلمان: علامتی مثبت از آگاهی جهان غرب

چندی پیش یکی از شبکه های سراسری تلویزیون آلمان (آ.ر.د) در یک برنامه تلویزیونی تحت عنوان "پانوراما" اقدام به پخش گزارشی نمود که در آن از فعالیتهای جاسوسی عوامل اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی در شناسائی مخالفان رژیم و ایجاد ارعاب و تهدید علیه آنان در کشور آلمان پرده برداشته شده بود. گزارشی که در نوع خود اگر نتوان گفت بی سابقه ولی امری کم سابقه بوده است.


اینکه دستگاه اطلاعاتی رژیم ایران شبکه ای گسترده از مزدوران و عوامل خود در خارج از کشور دارد که از طریق آن به شناسائی مخالفان خود می پردازد امری است که تازگی نداشته و لااقل ایرانیان مخالف رژیم به خوبی از آن آگاهند. مسئله ای که در این میان قابل تأمل است آن است که چنین گزارشی توسط یکی از شبکه های آلمانی و بصورتی هشدار دهنده خطاب به ایرانیان مقیم آلمان تهیه و پخش شده و طی آن تأکید می شود که عوامل جمهوری اسلامی علاوه بر اقدامات جاسوسی در مواردی به تهدید تلفنی ایرانیان معترض مقیم آلمان و حتی اعضای خانواده شان در ایران پرداخته اند و افراد به هنگام مراجعه به ایران با مشکلاتی از سوی سرویس های امنیتی جمهوری اسلامی مواجه شده اند.

در قسمتی از این گزارش که طی آن مصاحبه ای با معاون اداره حفظ قانون اساسی آلمان در هامبورگ صورت گرفته به نقل از وی عنوان می شود که مدارکی وجود دارد که نشان می دهد مأموران اطلاعاتی جمهوری اسلامی از طریق نفوذ به صفوف معترضان و تهیه عکس و فیلم از افراد به شناسائی و تعیین هویت افراد می پردازند. این گزارش نه تنها به تأیید اداره حراست آلمان رسیده است بلکه از سوی وزارت خارجه این کشور نیز تأیید شده و این مسئله راه را بر انکار موضوع از سوی جمهوری اسلامی بسته است. هرچند سفیر رژیم در برلین با دروغگو خطاب قرار دادن نهادهای فوق مسئله را بکلی انکار نموده است.

پخش چنین گزارشی از سوی یک شبکه آلمانی که در آن دولت جمهوری اسلامی آشکارا به اقدامات جاسوسی در آلمان متهم می شود بهمراه موضع گیری های اخیر صدر اعظم آلمان و وزیر امور خارجه این کشور در برابر سیاستهای ضد مردمی رژیم ایران حکایت از آن دارد که پس از وقایع انتخاباتی خرداد 88 و جنایاتی که جمهوری اسلامی علیه شهروندان خود مرتکب شد افکار عمومی جهان غرب در قبال موضوع ایران بر سیاستهای دولتمردان این کشورها بطور مؤثری مسلط شده و دولتمردان این کشورها بخوبی دریافته اند که میان ملت ایران و حکومت جمهوری اسلامی شکافی عمیق وجود دارد که از میان برقراری ارتباط با جمهوری اسلامی و به رسمیت شناختن حقوق ملت ایران تنها یکی را می توان برگزید و کوچکترین موضع گیری در جهت تأیید یا حمایت از این رژیم بهائی سنگین برای این کشورها بهمراه خواهد داشت. بهائی که هم اکنون دولتهائی همچون روسیه و چین با دریافت شعار مرگ بر روسیه و تحریم اجناس چینی از سوی ملت ایران در حال پرداختن آن هستند.

جهان غرب که خود بر بستری از اصول دموکراسی و حاکمیت مردم شکل گرفته به خوبی می داند آنجا که حکومتی فاقد پشتوانه مردمی باشد حتی اگر بر تمامی ثروتهای ملی تسلط داشته باشد وبواسطه آن روابط اقتصادی سرشار از منافعی را برای کشورهای غربی به ارمغان آورد، هرگونه مماشات و پشتیبانی از چنین حکومتی به قیمت به جان خریدن دشمنی ابدی مردم آن کشور تمام خواهد شد و روزی که مردم به حق بدیهی خود یعنی حاکمیت ملی دست یابند روابط خود را با جهان بر مبنای گذشته آن کشورها و نحوه تعامل آنها با حکومت سابقشان تنظیم خواهند نمود.

بدیهی است هرگونه موضع گیری کشورهای غربی در حمایت یا تأیید حقوق ملت ایران هرچند هم کوچک از حافظه تاریخی این ملت پاک نخواهد شد همچنان که وقایعی همچون کودتای 28 مرداد به عنوان خیانتی بزرگ و تاریخی در یاد و خاطر مردم ایران باقی مانده و اکنون دولتمردان فعلی آمریکا باید با جبران این اشتباه بزرگ تاریخی اعتماد دوباره مردم ایران را جلب نمایند.

یکشنبه 26 مهر 1388
18/10/2009